براي برخاستن از روي صندلي ، بايد يك پاي بازيگر در مقابل پاي ديگر باشد، بازيگر به جلو تمايل پيدا كند، وزن بدنش را روي پاي جلو بندازد، و با پاي عقبي فشار دهد، بلند شود و پاي عقب را به عنوان اولين گام بردارد.مطمئنا شخصيت پردازي ممكن است اين روند را تغيير بدهد ، همچنان كه اشخاص پير كمي با مشكل بر مي خيزند.
چرخيدن ، ژست گرفتن و زانو زدن :
1- چرخش معمولا به صورتي انجام مي شود كه هنگام چرخيدن چهره بازيگر، رو به تماشاگران باشد. مورد استثنايي اين قانون موقعي است كه اينگونه چرخش ، زمخت و غير طبيعي باشد ، چرا كه بدن قبلا بيش از نصف فاصله چرخيدن را به سمت مكان نهايي انجام داده است. در اين صورت ، بدن به سمت وضعيت جديد در كمترين فاصله مي چرخد.براي مثال ، اگر بازيگري با وضعيت سه چهارم به سمت بالاي صحنه چرخيده باشد و براي خروج بخواهد به سمت پشت بچرخد، به نيمرخ بر نمي گردد تا بعد نيم دايره را كامل كند بلكه مستقيما به سمت بالاي صحنه مي چرخد. اين كار باعث مي شود كه در هنگام اداي گفتار از فراز شانه پشت بازيگر ارزش تصويري پيدا كند.
2- در ژست گرفتن و مواردي كه شيئي روي صحنه به ديگران داده يا گرفته مي شود، بايد احتياط كرد كه بازيگران در خلال اين كارها همديگر را نپوشانند. هر زمان كه امكان داشته باشد و تقريبا هميشه امكان دارد ، براي اين كارها بايد از دستي كه رو به بالاي صحنه است استفاده شود . هنگامي كه دست را بلند مي كنيم بايد مواظب باشيم ، چرا كه دستي رو به پايين صحنه است ، مي تواند صورت بازيگر را بپوشاند. معمولا حركت طبيعي اين است كه از دست راست استفاده شود، اما اگر دست راست در پايين صحنه است ، از دست چپ بايد استفاده كرد.
3- بهتر است كه روي زانويي كه در پايين صحنه است زانو زده شود ، چرا كه بازيگر را براي تماشاگران باز و معلوم مي كند.استفاده غلط در هنگام رو به رو شدن با اين مسائل باعث مي شود كه تماشاگران ، جملات مهم يا چهره بازيگر را از دست بدهند.
مستقيم :
زماني كه بازيگر به سمت بازيگر ديگري كه در خطي موازي با پرده قرار دارد ، مي رود ، ميگوييم كه او مسير مستقيم را براي رسيدن به آن بازيگر انتخاب و طي كرده است.
مسير منحني يك بازيگر به سوي بازيگر ديگر :
زماني كه يك بازيگرمي خواهد به سمت بازيگر ديگري كه در بالاي صحنه يا پايين صحنه قرار دارد ،برود، مجبور است كه منحني را انتخاب كند.اين مسير خط عدول مي كند و با انحناي كم و غير آشكار، به سمت بازيگر ديگر مي رود تا درست در مقابل او قرار گيرد و نه در بالا يا پايين او. اگر بازيگري كه قرار است به سويش برود در پايين صحنه قرار دارد ، منحني به سمت پايين صحنه است . واگر دربالاي صحنه قرار داشته باشد منحني به سمت بالاي صحنه خواهد بود. واضح است كه مسير منحني در موارد بسيار زيادي از جمله براي آنكه بتوان بازيگر را براي تماشاگر معلوم نگاه داشت، براي آنكه بتوان صحنه را مشتركا در اختيار بازيگران گذاشت، براي تلطيف حركت از يك سوي صحنه به سوي ديگر صحنه و همچنين براي نشان دادن و استفاده خاص از لباس ويژه نمايش كاربرد دارد.